
یعنی بنوعی شهرمان همچی بفهمی نفهمی انگار صاحاب ندارد ... باید فراد راه بیفتیم بریم تبریز ... میگویند آنجا اسمت را مینویسند و نوبت میزنند تا وقتت سر رسد (یکی دو روزه الی چند ماه بیشتر طول نمیکشد البت ) تا زین لگن محترم عکسی به یادگار گرفته شود
پ.ن1 : بدتر اینکه اکثر علما متفق القولند که احتمالن علت این مشکل حقیر از بابت این بوده باشد که در روز اول زلزله والده را کول کرده و از ساختمانشان بیرون آورده ام
ناصحان هم میگویند که نباید وزنه سنگین وَر میداشتی تا با همچی معضلی درگیر نمیشدی ... ای بابا ! ... میذاشتم میموند زیرآوار ننه جانمان را که ما چیزدردمان نمیگرفت یعنی ؟
پ.ن2 : هزینه عکس وَرداری یه طرف ، هزینه ایاب و ذهاب خودش عالمی دارد به علی !
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر
نظرتان راجع به این مطلب چیست ؟