۱۳۸۹ تیر ۱۵, سه‌شنبه

از ماهواره برای نشر فرهنگ اسلام استفاده کنیم .


آیت الله مکارم شیرازی ، این مرجع تقلید در گفت‌وگوی اختصاصی با مرکز خبر حوزه، با اشاره به تعدد و تنوع رسانه‌ های ارتباطی، ورود طلاب به عرصه‌های نوین رسانه‌ای را برای پیشبرد راهبردها و اهداف تبلیغی و نشر معارف اهل‌بیت‌(ع) ضروری خوانده و اظهارداشتند: باید از تمام وسایل روز، به نفع پیشرفت اسلام و مکتب اهل‌بیت‌(ع) استفاده کنیم؛ بنابراین لازم است هر وسیله ارتباطی به هر صورتی که باشد را در اختیار بگیریم، نکند مخالفان ما از آن استفاده نمایند و ما استفاده نکنیم.
* از ماهواره برای نشر فرهنگ اسلام استفاده کنیم ؟
معظم‌له با اشاره به راه‌اندازی شبکه ماهواره‌ای «ولایت» که اخیرا فعالیت‌ خود را آغاز کرده است، خاطرنشان ساختند: ماهواره از جمله رسانه‌هایی است که می‌توان از آن در نشر فرهنگ اسلام بهره برد و ماهواره «ولایت» که به همت جمعی از فضلا و بزرگان حوزه را‌ه‌ اندازی شد کار بسیار ارزشمند و قابل تقدیری است.
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی افزودند: دلیلی ندارد که این امکانات در اختیار دیگران باشد و ما آن را در اختیار نداشته باشیم.
* دنیا آماده شنیدن پیام اسلام است
این مرجع تقلید خطاب به حوزویان اظهار داشتند: امروز، شرایط داخلی و جهانی برای فعالیت در عرصه نشر فرهنگ دینی مناسب است؛ به طوری که گوش شنوا برای شنیدن پیام اسلام و مکتب اهل‌بیت‌(ع) در دنیا زیاد است؛ البته این شرایط به برکت انقلاب اسلامی ایران و جریان‌های اسلامی در سراسر جهان از جمله حزب‌الله لبنان و عراق مهیا گردیده و مردم دنیا مشتاقانه می‌خواهند پیام اسلام را بشنوند، حال ممکن است عده‌ای مسلمان و شیعه بشنوند و ممکن است نشنوند، ولی گوش شنوا زیاد است.
ایشان افزودند: ما باید قدر این شرایط که امروزه در داخل و خارج فراهم است بدانیم، چرا که ممکن است این فرصت همیشه نباشد.
* هنرهای تصویری تاثیرگذارند، امّا...
حضرت آیت‌الله مکارم شیرازی همچنین در رابطه با ورود طلاب به عرصه‌ هنرهای تصویری از جمله صدا و سیما، اظهار داشتند: رسانه‌های تصویری هم‌ تأثیر گذار هستند؛ بنابراین باید به صورت مثبت از آن استفاده کنیم و صدا و سیما هم به فکر این است که از حوزویان برای پیشرفت این مساله استفاده کند.

۱۳۸۹ تیر ۱۱, جمعه

تندیس صلح و عدالت به احمدی نژاد اعطا شد


  ایرنا :  در مراسم روز ملي مبارزه با سلاح هاي شيميايي و ميکروبي که به مناسبت سالروز بمباران شيميايي سردشت توسط رژيم بعث عراق در جنگ تحميلي برگزار شد، مصدومان سلاح هاي شيميايي و ميکروبي از کشورهاي ايران، بلژيک، ژاپن ، ويتنام و عراق
حضور داشتند.
در اين مراسم که به همت بنياد شهيد و امور ايثارگران در فرهنگسراي نياوران برگزار شد،فرماندار حلبچه، نماينده سفير ژاپن در تهران، رييس سابق انجمن صلح و ارتباطات بين المللي شهر "ايتر" بلژيک و سفير ويتنام تنديس صلح و عدالت را به محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران، تقديم کردند.
در اين مراسم رييس جمهور نيز تنديس صلح را به سفيران صلح اين کشورها تقديم کرد.
جمعي از رزمندگان جنبش مقاومت ويتنام در مقابل اشغالگران آمريکا و برخي از بازماندگان بمباران شيميايي هيروشيما و حلبچه عراق و نيز برخي از مصدومان شيميايي سردشت هم در اين مراسم حضور داشتند.
در نمايشگاه "سفيران صلح" که از امروز (سه شنبه) به مدت چهار روز در فرهنگسراي نياوران برپاست، تشکل هاي غير دولتي از کشورهاي بلژيک، عراق ، ويتنام و ژاپن به همراه موزه صلح تهران و فعالان ايراني حضور دارند.

۱۳۸۹ تیر ۶, یکشنبه

گذشت و در گذشت !

فداتان بشوم ! قدم رنجه فرمودین که با هر وسیله ارتباطی تسلیت گویم شدین . الهی بگردمتان !  تلفنی و ایمیلی . اس ام اسی و گونه های دیگر ! اگر بخواهم اسامی ارتباط گیرنده گان را بنویسم اطاله کلام میشود . همینقدر که در این دنیای مجازی همراهم احساس کردمتان خودش کلی حُسن دارد و داشت . ضایعه ای بر ما وارد شد و دامادمان بعد از 24 روز در کما ماندن ، بتوسط جوانی با استفاده از سرعت نامتعارف ماشین اش آنرا از دستمان ربود . این درد را کجا بریم را نمیدانم ؟!

میگویند گذشت خصلت مردان است ! اما "درگذشت و یا در گذشتن را" کسی معنی آنچنانی نفرموده است . با اجازه  و در حین  ابراز تاسف شدید میخواهم با در گذشتی ، حالت عادی و قبلی وبلاگم را ادامه دهم .
 دست بوس تان ام !

پی نوشت : اگر حوصله بفرمایید قالب وبلاگم را نیز از این سر به هوایی در خواهم آورد
بازپی آمد : دوس دارم بروید و سنتور همایون پایور را که از اینجا کش رفتم راگوش بدید . عجب عالمی یه ها !

۱۳۸۹ خرداد ۶, پنجشنبه

قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دُم خروس را

اسامی 8 برنج آلوده وارداتی از هند و پاکستان ( دُم خروس ) .  وزير بهداشت: برنج‌ها سالم است ( قسم حضرت عباس ) .
لطفن برای دیدن لینک مرتبط روی عنوان مطلب کلیک کنید .
جالب است که بدانیم منبع هر دو خبر یکیست !

۱۳۸۹ خرداد ۲, یکشنبه

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۳, پنجشنبه

بخش " آی سی یو " ی بیمارستان امام رضا

ساعت سه و نیم بعد از ظهر است .
و ما تا ساعت چهار وقت عیادت داریم .
 ...
 - پریا آمد
 - او در باران آمد
 - او از دانشگاه آمد
 - دخترک بسیار تکیده بود
 - رنگش پریده بود
 - دستانش یخی بودند
  ...  آمده بود بابایش را ببیند
 - اما باباش
  ...  چند روزیست که چشمانش را باز نمیکند تا پریایش را ببیند .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۹, یکشنبه

اخبار غیرمترقبه

یکی از ضایع ترین خبرها درزندگی ما میتواند این باشد که ، گوشی موبایلت زنگ بخورد و طرف از آنور گوشی بپرسد : شما صاحب این خط را میشناسید ؟ و وقتی با پاسخ مثبت شما مواجه شود . بگوید : ایشان تصادف کرده اند !!!!!!!؟ تندی بیایید اورژانس بیمارستان امام رضای تبریز .
تازه توی راه یادت بیوفتد که " محمود " دامادمان چه اش شده است . محمودمان هنوز در کماست بعد 48 ساعتی . برگشته بودم اهر تا منزلبانو را ببرم تا چهره  محمود عزیز آش و لاش شده مان  را ببیند ( هر چند کار غلطی است و بود )  . حالا به هر جهت : گفتم شما هم بدانید آدرس گم و گور شدنمان کجاس . بازم باید برگردم تبریز

پی آمد :
 این پست ، سریعن و بلا تصحیح و بازخوانی ارسال میشود .

۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۵, چهارشنبه

جناب وزیر امور دارایی و اقتصادی و مالیاتی کشور



اگر روزی بعد از گذشت حدود هشت سال و خورده ای و با پرداخت  بدهی های مالیاتی سالهای بعد اش برگ اجرائیه ای قبل از کشیدن کرکره مغازه تان ( سر صبحی ) تقدیمتان کنند ( که به اداره مطبوعه از بابت سال 81 بدهکار هستید )  و با جریمه چند میلیونی تقدیمتان کنند حال و روزتان ( حداقل در آن روز ) چگونه میگذرد . با این توصیف که بدهی های مالیاتی سالهای 82- 83 - 84 و 85 را پرداخت کرده باشید . فکر شریف تان جای بد نرود . حالا مثل من نادان هم زونکن نداشته باشید  تا مدارک مربوطه را ضمیمه کنید برای روز مبادا !؟  با این تفکری چنین نامتین که به ذهنتان برسد شاید اداره دولتی هم بتواند و یا امکانش را داشته باشد که مدارک ارائه شده از طرف مودی مالیاتی اش  را" ظاهرن " گم و گور کند و یا شود.  و یا با خوشبینانه ترین حالت  مدارک تان نفله شوند ! واقعن شما چه میکردید و من باید چه کنم ؟ . این یک . 

سند ؟ نه ندارم . به دولت فخیمه  اعتماد داشتم .
( محکوم به عقوبت : صادق اهری )
ادامه دارد ...
پی آمد : اصلن دوست ندارم و اجازه نخواهم داد از این اتفاق و یا سو تفاهم  کسی استفاده ابزاری کند ! . اما این دلیل نمیشود که از حق قانونی ام بگذرم .  گفته باشم .

عکس و مقداری هم مکث ، از نوع هوایی ! (دو)

این پست مربوط میشود به این پست . مطلب واجبی دارم که مجبور شدم هرچه تندتر این تصاویر را آپلود کنم و در پستی دیگر "گلایه" به وزیر امورمالیاتی و دارایی ببرم با مدرک !! . ( سعی میکنم در این وانفسا ی یکی دو روزه اسناد و مدارکش را آماده کنم ) گرچه وزیر و رئیس وزیرش حکایتمان را نخوانده شاید طردمان بکنند . اما گلایه است دیگر . شاید هم کار ساز اوفتد . خدا را چه دیدی ؟
 

 


ببخشین که تهران را نداریم روی آنتن  . ایام بکام

عکس و مقداری هم مکث ، از نوع هوایی !

کیف اش با خودتان . قبول درگاه باشد تان . یکسری عکسهای دیدنی و شاید بسیار دیدنی را برایم  ایمیل فرموده اند . گویا ظاهرن فرمت تصاویر قابل دسترس نیس .( اما اهری است دیگر ! با سابقه مکفوری ! میتواند کاری کند که عکسها در وبلاگش ظاهر شوند .( صد البت با اجازه بزرگترا ) گرچه ترک است ! اما میتواند کلک رشتی هم بزند !! ) در ادامه این سه ریال تصویری شاید : آهنگ زیبای روی تصاویر را هم بتواند وارد کند روی عکسها . در هر حال قصدمان این بود که  ببینید دنیای ما انسانها رنگشان خیلی با دیگر انسان  هایی که در همین کره خاکی مثل من ِ خاکی! یا سفالی و یا سیمانی  زندگی میکنند  چقدر متفاوت است . این سه ریال تصویری ادامه  خواهد داشت ... ( برای دیدن واضحتر تصاویر رویشان تقه بزنید )


۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۱, شنبه

(تقه ) بفرمایید بهتر از این است که بنویسیم ( کلیلک ) کنید

 حداقل فارس زبانان محترم پارسی شان را پاس به دارند !
زحمت متقبل شده و برای دیدن سایز بزرگتر تصویر ( البت در ادامه مطلب  همین پست) روی آن " تقه " بزنید . وآللآه کلیک بزنید  و کلیک کنید  و کلیک بفرمایید بهمان نمیچسبد . همین تقه بفرمایید که حقیر  برای اولین بار از زبان شیرین  جناب نق نقو  شنیده ام آنقدر به مذاقمان خوش آمده که وقتی امروز عصر موقع برگشت به منزل ، سرچارراه شهرداری شهرمان ، ماشین پراید سفیدی  از پشت ( همون عقب ) کوبید به ماشینمان و سپر عقب تشریف آوردند داخل کاپوتمان ، راننده پراید گفت :
آقا ببخشین ! کلاچ از زیر پامون لیز خورد ! ایشان تقصیری هم نداشتند ها . چون همه کفشها خیس و باران آلود بود . گفتم راهبندان نکنیم برادر . شما که با من خدای نکرده تصادف نکردین که . " تقه " فرمودین و این هیچ اشکال شرعی و عرفی و انسانی و ادبی  ندارد . قانون را وللش . سرش  شاید شلوغ باشد و احتمالن حال پاسخگویی مان را نخواهد داشت ! 
بکذریم حالا .  تقه بفرمایید روی تصویر .

پی نوشت : منبع  تصویر از صفحه (فیس بوک ِ لعن فرموده شده !)  یکی از دوستان است