۱۳۸۸ دی ۱۴, دوشنبه

1388/10/14

دو روز " یعنی حدود 48 ساعت " است طوفانی شهرمان را در برگرفته است که نگو و نپرس . ( البته هنوز هم ادامه دارد ) گاهی آنقدر پنجره ها و روشنایی آشپزخانه زوزه میکشند و به صدا در می آیند و تکان نامانوس میخورند که ترس وَرمان بر میدارد . من تا بحال با همچی معضلی در این همه سال زندگانی ام مواجه نبوده ام . مسئله را که با ننه جانمان مطرح کردیم . فرمودند : از علایم ظهور است . مگر خدا به دادمان به رسد !

۴ نظر:

  1. تبریز هم همینطور هست. انصافا که یک طوفان درست و حسابی است.

    پاسخ دادنحذف
  2. سلام هم شهری
    از وطن دورم
    اما دل نگران همه ی خوبانی هستم که آنجایند
    در همین نزدیکی

    همچنان است که من نیز دوستت دارم

    پاسخ دادنحذف
  3. صادق به ی چاغ یز آیدین
    احد آقا دایم نان بیر بو دوزلی یازی زی اوخویوروق چوخ دوزلی و اوره گه یاتیم دی.
    ساغ اولوب شان یاشیاسیز

    پاسخ دادنحذف
  4. من از شهرم 10 سال است كه دورم.اما عاشقانه آنرا دوست دارم.
    ممنون از احوال وطنم خبر داديد.

    پاسخ دادنحذف

نظرتان راجع به این مطلب چیست ؟