صفحه اصلی - وبلاگ قبلی - فوتوبلاگ 1 - فوتوبلاگ 2 - فلیکر - سایت طلا - سایت خبری فرارو - میراث فرهنگی - خبرآنلاین - پارسینه - ایسنا - مهر - بلاگر -
نمایش پستها با برچسب معرفی وبلاگ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب معرفی وبلاگ. نمایش همه پستها
۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۹, پنجشنبه
۱۳۹۱ مرداد ۷, شنبه
میخکوبیسم !
آنچنانکه خودش در وبلاگش گفته : "ادبیات میخ و چکش بود ... ادبیات ... از جنس محسن عاصی ...این وبلاگ 25 ام هر ماه به روز می شود "
متولد فروردین 1366 رشته تحصیلی مهندسی مکانیک - سیالات . از ایشون شعرهای زیادی در سایتها و مجلات منتشر شده است . برای دیدن وبلاگ پربار محسن عاصی باهم به میخکوبیسم برویم . در زیر یک مشت از خروارش را گذاشته ایم از برای باهم مرور کردن . بخانید ، لذت برده یا نبرده خوددان قاضی باشید
.
.
با جوی ها قسمت شوی هر روز جیشت را
![]() |
| محسن عاص |
ساطور کُندی می زند انگار ریشت را
بلوار و میدان می چراند گاومیشت را
اما نگاهت مانده بر این کوچه ی بن بست
در ساختاری که دلش از غصه ها نشکست
از روزهایی که کمش رفته ، پُرش مانده
معشوقه ای که مُرده ، تنها غُرغرش مانده
دردی که کشته شهر را و دکترش مانده
یا « مش حسن » که رفته ، تنها آخُرش مانده
دل خسته ای و چشمهایت خواب می خواهد
مرد زبان بسته دلش قصاب می خواهد
یک « ئیسمی » شاید که « دادا » را بغل کرده
شاعر که مغز شعرهایش را عمل کرده
دریاچه ای که در خودش ادرار حل کرده
یا گاومیشی گـَرکه چوپان را کچل کرده
بازی شدی و مات ، در این سال های رنج
با لنگه کفشی در میان صفحه ی شطرنج
برچسبها:
زندگی از دید دیگر,
شعر,
کُپ,
معرفی وبلاگ,
وبلاگ,
یادگاری
۱۳۸۵ تیر ۲۳, جمعه
تاریخچه و داستان وبلاگ"یک اهری" قسمت آخر
تقدیم به خودم:
همانگونه که در قسمت اول بعرض عالیتان رساندم بعلت کُندی سرعت پرشین بلاگ تصمیم گرفتم از آنجا به بلاگفا تشریف ببرم و دوستان را همچنان محفوظ دارم .در بلاگفا هم همچنان یک اهری و اتفاقات ساده بودیم . آنجا هم مدتی طی طریق کرده و سخنانی رد و بدل کردیم تا اینکه گاهن به گداری بلاگفا هم با مشکل در دسترس نبودن وبلاگ و ... مواجه شده و تصمیم بر این شد که برویم جایی زیر سایه درخت خودمون و باغ خودمون چایی دم کرده و دور از قیل و قال دیگران چپقی برا خودمون چاق کنیم . و باغی را خریداری کرده و اسمش را با بسم الله و اذان و مقداری تکبیر به در گوشش خواندیم "باغ من ".
مطمئنن منظور نظرتون هست که اینجا یک باغ استیجاری بود و هزینه بالایی هم برای مستاجر داشت .تا اینکه قسمتمون نشد آنجا هم دُم بلنبانیم به دلایل هزینه و ایمیلهای اینگیلشی که از شرکت معظم" آور ایران " ارسال میشد و بنا بدلایل کم سوادیمون هی به این و آن آویزونمون میکرد تا ایمیل ها را برامون ترجمه کند که چی به چیه .
باغمون آباد بود . دلنواز بود . آبیاری زیادی هم نمیخواست چونکه مقدارش هم دیمی بود ! تا اینکه اتفاقی در رابطه با بنده و دوستان همباغی رخ داد . ما را سگ هار پاچه گرفت ! و یکی دیگر از باغبانان را هم که دوستش داشتیم مار گزید !! متحول شدم و به یکباره تصمیم به قطع همه درختان گرفتم و همه یونجه ها و گلها و حتا حوضچه اش را کندم و خراب کردم .
تا اینکه بعد از مدتی مدید حالمان رو براه شد و زهر آن مار و زخم دندان آن سگ ترمیم یافت و یک اهری بهبودی یافت و با مقداری پختگی " شما بخوانید سوختگی " آماده شد تا روزمره گیهایش را در معرض عموم بگذارد . باشد که خدایش اجر دنیایی و اُخرایی عنایتش دارد.
تا یادم نرفته بگویم که فعلن اینجا مقداری نواقصات دارد که عنقریب سروسامان خواهد یافتندی.
۱۳۸۵ تیر ۲۰, سهشنبه
تاريخچه و داستان وبلاگ "يك اهري " اول
از زمانیکه " یک نفراز شهرستان این مرزوبوم بنام اهر " در روزنامه جام جم یا روزنامه ایران با این جمله مواجه شد که " در اینترنت میتوان مطلبی را برای عموم نوشت " کِرم گیر و عاشق نوشتن شد و وبلاگی درست کرد در پرشين بلاگ . کار اولش بود و همیشه خدا کار اول خوب از آب در نمی آد . بلاگرولینگ میخواهد لوگو گذاشتن میخواهد طرفداری از یک نظریه و لینک دادن میخواهد کامنت گذاشتن میخواهد و گاهی هم قربون صدقه رفتن هم میخواهد . آن یکنفر اهری بی بهره از اینهمه ٬ نوشت و نوشت و نوشت تا دوستانی پیدا کرد . با دوستانش در صمیمیتی زیاد به بده بستون نظرات و ایده ها مشغول شد . تا وبلاگش را به رو آورد . آنموقع کمتر کسی دات کامی یا دات آی آری ٬ یا دات او آر جی و ... بود . آنزمان در فضای محدود استفاده از وبلاگ ٬ محبت را فله ای تقدیمت میکردند . شاید الان هم کسانی باشند که تازه به زمره وبلاگنویسان آمدند و دارند برای خودشان دل میدن و قلوه میگیرن .
نوشتن و از همه چیز نوشتن کار زیاد ساده ای نبوده و نیست . بعضی وقتا چیزی رو مینوشت که مربوط به زمان حال و آینده و گذشته کسی یا چیزی نبود . اینموقعها تجربه میکرد که به دامان دیگر مسایل هم باید نقبی بزند و آنموقع بود که
شعر میگفت ٬ از حرفای دکسی و اکسی یا از فلسفه یا نقل قول از بزرگان یا از میوه خریدنش ویا روییدن سبزه بر روی آسفالت و یا ... مینوشت . عجب دوران بیخیالی رو طی کرد این یک اهری . شما اسمش را بگذارین دوران نوجوانی یک اهری . اما بعد متوجه چیزای دیگری شد و فهمید که وبلاگ با اینهمه چیز مطالب دیگری را هم طلب دارد ...
ادامه سرگذشت يك اهري در پست بعدی حد اقل برای خودم خوندنی خواهد بود.
۱۳۸۲ فروردین ۴, دوشنبه
مختصات :
گل آقا/ شيرزنان/ akkasee/ هفتان/ ايسنا/ صبحانه/ روزنا/ 7سنگ/ كانون زنان/ دوات/ زنستان/ ليست وبلاگهاي به روز شده/ راديوزمانه/ بلاگنيوز/ بالاترين/ بلاگچين/ ليست وبلاگ نويس هاي ترك ايران/ فيد وبلاگهاي ترك زبان ايران/ قابيل/
گل آقا/ شيرزنان/ akkasee/ هفتان/ ايسنا/ صبحانه/ روزنا/ 7سنگ/ كانون زنان/ دوات/ زنستان/ ليست وبلاگهاي به روز شده/ راديوزمانه/ بلاگنيوز/ بالاترين/ بلاگچين/ ليست وبلاگ نويس هاي ترك ايران/ فيد وبلاگهاي ترك زبان ايران/ قابيل/
۱۳۸۲ فروردین ۳, یکشنبه
۱۳۸۲ فروردین ۲, شنبه
وبلاگهای اهری:
فراري/ كافه قنادي عمو ناصر/ اهر و نوستالوژي من / همه جای ایران سرای من است / قارانقوش / تلواسه / دنياي ماوي / شما به دنبال چه ميگرديد؟ / هستي ميان دو نيستي / بي داد/ بي ستون/ زندگاني/ آيلا/ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو/ سرد ناله/ اهر ارسباران/ يك دانشجوي دانشگاه فعلن آزاد/ آصف قهرمان كوچولوي اسكيت/ ياشيل نت/ اينجا اهر نقطه.../ بزرگترين دهكده آموزشي و تفريحي / اهرلي/ زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست/ ادبستان ارسباران / نسیم ارس / وب نوشت های امیر امکانی / تقویم رومیزی / هدا / رایانه و اینترنت /
فراري/ كافه قنادي عمو ناصر/ اهر و نوستالوژي من / همه جای ایران سرای من است / قارانقوش / تلواسه / دنياي ماوي / شما به دنبال چه ميگرديد؟ / هستي ميان دو نيستي / بي داد/ بي ستون/ زندگاني/ آيلا/ هر چه ميخواهد دل تنگت بگو/ سرد ناله/ اهر ارسباران/ يك دانشجوي دانشگاه فعلن آزاد/ آصف قهرمان كوچولوي اسكيت/ ياشيل نت/ اينجا اهر نقطه.../ بزرگترين دهكده آموزشي و تفريحي / اهرلي/ زندگي صحنه يكتاي هنرمندي ماست/ ادبستان ارسباران / نسیم ارس / وب نوشت های امیر امکانی / تقویم رومیزی / هدا / رایانه و اینترنت /
اشتراک در:
پستها (Atom)
